خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سپیده دمان

    کار و کار و کار و دیگر هیچ. یاد گرفته ام که برای فراموشی وقایعی که  بر من گذشت علاجی جز این نیست که همچون اسب تازیانه خورده شب را نفس نفس زنان در بستری بی تفکر و رویا به سپیده ای مکرر رساندن.

    امید این روزهای بی فرجامم را به لاک ناخنی که از شوق دیدار ابتدایی هنوز خشک نشده و سادگی قاب عینکی آفتابی به سپیدی و معصومیت رژ لب ناشیانه ی دخترکان تازه گل داده پستانشان در بهار بلوغ ، می سپارم. درست به سپیدی راستی ی گم کرده ام.

    کسی جای کسی را نمی گیرد که هیچ کس سر جای خود نیست، شاید تو سه دهه و سه سال پیش چنین رنجبارگونه عبثی را می دیدی که دندان خشم بر جگر خسته برگرفتی و با به سخره گرفتن زمین و زمان بی جار و هیاهو سپیده دمان را به سرخی پبوند زدی....


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    سپیده دمان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده